شب های بیمار...

خرید بک لینک
بايد دست كشيد...دست برداشت از كوبيدن به كلونِ دري كه امیدی به گشایشش نيست. و يا حتي پا كشيد از لنگه كفشي كه مدت ها به زور پايت كردي و پاي كوبيدي كه يا اين يا هيچكسِ ديگر. بايد خفه كرد فرياد و زجّه براي اثبات محبتي كه شنونده اش گوشهایش را سفت چسبیده تا نشنود. بعد از همه ي يك دنده اي ها، بايد آهسته آ شب های بیمار......

ما را در سایت شب های بیمار... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 7:18

چرا انقد سخته؟ كافيه فقط بهت فك كنم تا كنترل اشكام از دستم در بره.اينجا هر روزش حس اون روزي و داره كه داشتي وسيله هاتو جمع ميكردي بري از خونه و من با گريه التماست ميكردم و ميگفتم به خاطر من نرو.اين مدت دوري بايد عادي باشه برام، ولي اينبار نيست!تا حالا انقد دور نبودم ازت.ميرفتي زنجان ٢ ماه نميومدي، و شب های بیمار......

ما را در سایت شب های بیمار... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 6:26

بدبیاری. بد شانسی... گه تو این بخت و اقبال.

شب های بیمار......

ما را در سایت شب های بیمار... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 6:26

خوشا چُنين عشقي.

رهايت كردم وخيالت زماني رهايم نميكند.

شب های بیمار......

ما را در سایت شب های بیمار... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 6:26

صدايت صداي عشق است و همهي خانه مملو ازملوديت شده است. قلبم را به دست ميگيرم و پاورچين پاورچين از پشت نزديكت ميشوم كه مبادا نتهاي ذهنت را پَريشم و لحظهاي اين ملودي قطع شود. عشق در لحظههايم جاريست. دستانم را دور گردنت حلقهوار ميپيچم و نزديكتر ميشوم تا موهايت را نفس بكشم. با لبخندي ميچرخي و در شبِ چشما شب های بیمار......

ما را در سایت شب های بیمار... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 6:26

تو فرودگاه وقتي ديدم نميتونم جلوي هق هق زدنمو بگيرم فقط پشتمو كردم به همشون و چمدون به دست دويدم و رفتم. نميخواستم اشكامو ببينن... ولي با لرزش شونه هام كاري نميتونستم بكنم.فكر ميكردم اون لحظه يا حتي چند ساعت قبلش، داستان شروع شده.ولي لحظه شروع وقتي بود كه پگاه سوار اتوبوس شد و باهاش باي باي كردم. با شب های بیمار......

ما را در سایت شب های بیمار... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 6:26

?what makes you happy

!Him-

?what the hell can you do about it

شب های بیمار......

ما را در سایت شب های بیمار... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 6:26

تنهای تنهاااااا. مث کسی که تو جنگل گم شده. مث کسی که پرت شده ته یه دره و کسی صداشو نمیشنوه. مث کسی که داره زور میزنه تپه هارو یکی یکی بره بالا تا برسه به قله ولی کسی نیست که براش هورا بکشه و تو له له زدناش هی به خودش میگه تو میتونی. مث کسی که شبا واسه خودش لالایی میخونه. مث کسی که اگه تو خیابون بیفته و یهو بمیره تا چندین روز هیشکی نمیفهمه. مث کسی که هیشکی نگرانش نیست. مث کسی که تنهاست... خیلی تنهاااااا... خیلی دور... مث من!

شب های بیمار......

ما را در سایت شب های بیمار... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 6:26

صفحه بندی